1- ماوردی امارت را دو نوع می داند :

الف ) امارت استکفا                       ب ) امارت استیلا

2 امارت استکفا : امیر منطقه اختیار عمل داشته : وظایف او مشخص بود .

امارت استیلا : از راه کشورگشایی یا غصب قدرت و استیلا بدست آمده : اوضاع و

احوال خاصی به صاحب آن واگذار شده بود .

3- ماوردی در مورد امارت استکفا می گوید :

الف ) منصبی نظامی است .

ب ) از سوی خلیفه به افراد واگذار می شد .

ج ) خلیفه طی فرمانی ، سرزمین یا منطقه ای را با حق حاکمیت بر کلیه ساکنانش به افراد ( شخص ) می سپرد .

4- وظیفه ی امارت استکفا : 8 مورد

1- سازماندهی سپاه : مستقر کردن آن در نواحی مختلف .

2- نظارت بر دیوان عدالت و نصب قضات و حکام .

3- وضع و وصول خراج و صدقات : تعیین عاملان : جمع آوری مالیات : تقسیم درآمد .

4- پاسداری از دین ، جلوگیری از توهین به مقدسات .

5- اجرای حدود و کیفرهای شرعی .

6- پذیرفتن امامت نماز و تعیین نایب .

7- ترتیب دادن امور مربوط به حج در منطقه ی خود : حفظ جان حاجیان .

8- انجام دادن جهاد : در صورت داشتن حاکمیت مرزی .

5 امیر نیز باید : همانند امام اطاعت شود : همان خصوصیاتی که وزیر تفویض

دارد با ید داشته باشد .

6- تفاوت انتخاب امیر از سوی خلیفه یا از سوی وزیر :

1- وزیر حق داشت : امور امیر را کنترل و بررسی کند : ولی حق عزل کردن او را نداشت و یا او را از استانی به استان دیگر منتقل کند .

2- وزیر می توانست امیر را عزل کند : اگر وزیر خود عزل می شد : امیر هم عزل می شد : مگر وظیفه آن امیر را در سمت خود نگه دارد .

 

7- امنیزه که از سمت خلیفه منصوب می شد :

1- می توانست وزیر تنفیذ انتخاب کند .

2- بعد از مرگ خلیفه ، او از امارت محروم نمی شد .

8- ماوردی به امارت محدودتری اشاره می کند : امارت خاصه

9- در امارت خاصه وظیفه امیر :

1- سازماندهی سپاه

2- به کارگیری و اجرای مجازات های قانونی در مورد رعایا

3- دفاع از قلمرو اسلامی و جلوگیری از توهین به مقدمات .

10- امارت استیلا : زمانی تحقق می یافت که : خلیفه حکیم امارت شخصی را که با زور به قدرت رسیده بود تنفیذ می کرد : به قدرت او جنبۀ قانونی و شرعی می داد

11- شرایط رسمیت امیر استیل :

1- باید منصب امامت را خلافت و جانشینی پیامبر بداند : وظیفه آن را تدبیر امور ملت بداند .

2- امیر باید اطاعت و فرمانبرداری مذهبی خود را نشان دهد : هر گونه اندیشه مقاومت را دور سازد : از گناه و نافرمانی به دور باشد .

3- باید توافق رسمی و کمک متقابل بین خلیفه و امیر برقرار باشد .

4- کلیه قراردادهای مربوط به حاکمیت دینی معتبر شناخته شود .

5- مالیات های شرعی باید به گونه ای وضع و وصول شود که : وظیفه شرعی پرداخت کنندگان ادا شود : و جمع کننده مالیات عمل خود را قانونی تلقی کنند .

6- مجازات های شرعی باید به طریق قانونی مطالبه شود .